|
|
|
واحدكار
:ايران
|
موضوع :
موش شهري و موش روستايي
|
عنوان
فعاليت :قصة2
|
|
|
بنام خدا ـ يكي بود يكي نبود غير از خداي مهربان هيچكس
نبود.
روزي، روزگاري يك موش شهري و يك موش روستايي با هم دوست بودند. يك روز موش
روستايي، موش شهري را به خانهاش دعوت كرد. آن دو ساعتها در دشت و مزرعه
خوردند، گردش و بازي كردند. شب كه شد، موش روستايي دوستش را به انبار گندم برد
و از او خواست تا روي كاه بخوابد. موش شهري گفت: «اينجا چه جاي بدي است. ما توي
شهر روي تختهاي نرم و قشنگ ميخوابيم و غذايمان را از توي بشقاب برميداريم!».
پس از مدتي موش شهري، موش روستايي را به خانهاش دعوت كرد. موقع ناهار كه شد،
موش شهري از دوستش خواست تا با هم به سراغ ظرفهاي صاحبخانه بروند. آنها با ترس
و لرز وارد آشپزخانه شدند و تكهاي پنير از توي بشقاب برداشتند. اما در همين
لحظه قاشقي به طرف آنها پرتاب شد و آن دو با عجله به لانه برگشتند. موقع خواب
هم روي صندلي نرمي كه توي اتاق زيرزمين بود، دراز كشيده بودند كه صاحبخانه براي
برداشتن وسايلش سرزده درِ انبار را باز كرد. موش شهري فرياد كشيد: «فرار كن» و
آن دو با سرعت به طرف لانه رفتند. فردا صبح موش روستايي به موش شهري گفت: «ببين
دوست من! اگر چه غذاي من صحرايي و خانهام كمي تاريك است اما هر چه باشد شبها
با خيال راحت غذا ميخورم و با خيال راحت ميخوابم». موش روستايي اين را گفت و
با عجله خانه دوستش را ترك كرد.
|
|
دانستني ها و
مهارتهاي
مورد انتظار
در اين فعاليت
|
|
مهارتهاي
مورد انتظار
|
دانستني
هاي مورد
انتظار
|
نام
حوزه
|
|
توانايي استفاده از حواس در شناخت محيط زندگي ـ استفاده از يك حس شنوايي |
آشنايي با استفاده از يك حس (شنوايي) |
علوم
|
| |
آشنايي با مفاهيم فضايي رياضي (رو) |
رياضي
|
|
پرورش ذوق هنري و حس زيباشناسي ـ بيان داستان اجراي نمايش |
|
هنر
|
|
تقويت توانايي ايجاد رابطه با ديگران ـ (شركت و همكاري با ديگران) |
شناخت الگوهاي زندگي مردم ـ برخي از مردم در روستا و برخي در شهر زندگي
ميكنند ـ زندگي مردم در جاهاي مختلف متفاوت است. |
اجتماعي
|
| |
|
ديني
|
|
هدفهاي گوش دادن ـ دقت در گوش دادن ـ توجه و دقت به صداهاي آخر و اول
كلمات ـ سخن گفتن ـ بيان صحيح كلمات و عبارات |
گسترش گنجينه لغات:
روستا ـ شهر ـ
دعوت صاحبخانه ـ دشت
|
زبان
آموزي
|
|
|
واحدكار
:ايران
|
موضوع :
عمو نوروز |
عنوان
فعاليت :قصة
|
يكي
بود يكي نبود
،غيراز خدا ي
مهربان هيچكس
نبود.
ننه
سرماتوي كلبه
اش مشغول
بافتن ژاكت
بود كه متوجه
شد آخرين روز
زمستان است
وبايدبه زودي اسباب
و اثاثش را
جمع كند و
برود او منتظر
آمدن پرستوها
بود ،تا
خبرورود عمو
نوروز را
برايش به
ارمغان
بياورند .در
همين فكر بود
كه صداي بال
زدن پرستوها
را شنيد. با
خودشگفت:بالاخره
آمدند .او از
كلبه آهسته
بيرون آمد و
ديدپرستوها
با خستگي
انتظارش را مي
كشند.ننه سرما
گفت :،خوب چه
خبر؟ پرستوها
گفتند: به
زودي عمو
نوروز مي رسد
ننه سرما چادر
سفيدش را به
كمر بست و
براي رفتن دست
به كارشد.خورشيد
خانم هم صبح
خيلي زود از
پشت كوه بيرون
آمد . چون
آخرين روز
زمستان بود
هنوز خانه
تكاني نكرده
بود . خورشيد
خانم جاروي
طلايياش را
برداشت و باآن
تمام آسمان را
جارو
كرد،آسمان
آبي آبي شدبعد
دست و رويش را
شست
منتظرنشست تا
عمو نوروز برسد
. عمونوروز
سوار گاري سبز
رنگش بود و
چند پرستو با
خوشحالي
بالاي سرش
پرواز مي
كردند. عمو نوروز
خيلي شاد و
خوشحال بود .
پرستوي
كوچولويي پايين
آمد و از
عمونوروز
پرسيد: پس كي
مي رسيم ؟ عمو
نوروز با
مهرباني گفت
:ديگرچيزي
نمانده ،در همين
موقع ننه سرما
به بچه هايش
از كنار گاري عمو
نوروز
گذشتندو سلام
كردند عمو
نوروز گفت :
غصه
نخوريددوباره
نوبت شما مي
رسد و بر مي گرديد.عمو
نوروزبه كمك
پرستوها فرش
سبز رنگ را
روي زمين پهن
كردند بعد گل
ها را روي آن
ريختند آخر از
همه شكوفةهاي
رنگارنگ را از
شاخه هاي
درختان
آويزان كردند
. كارها كه
تمام شد. عمو
نوروز نفس
عميقي كشيد.
|
|
دانستني ها و
مهارتهاي
مورد انتظار
در اين فعاليت
|
مهارتهاي
مورد انتظار
|
دانستني
هاي مورد
انتظار
|
نام
حوزه
|
|
استفاده
از يك حس
شنوايي
|
آشنايي
بااستفاده
از يك حس شنوايي
|
علوم
|
|
درك
مفاهيم مقدماتي
رياضي (روي –بالا)درك
مفهوم
اندازه
(كوچكتر)
|
آشنائي
با مفاهيم
فضايي رياضي (بالا-
روي –پايين
مفهوم
اندازه (كوچك )
|
رياضي
|
|
پرورش
ذوق هنري –(بيان
شرح زيبايي
ها )
|
|
هنر
|
|
(شركت
و همكاري با
ديگران ) |
|
اجتماعي
|
| |
آشنايي
با عبادات
،آداب و رسوم
مذهبي و ديني –(اولين
روز بهار عيد
است)
|
ديني
|
|
هدفهاي
گوش دادن (دقت
در گوش دادن)مهارت
سخن گفتن
(برقراري
ارتباط
عاطفي و احساسي-گسترش
گنجينه لغات-
بيان
صحيحكلمات-جملات
وعبارات
كوتاه |
گسترش
گنجينه لغات (ننه
سرما،عمونوروز،-كلبه
،پرستوو...)
|
زبان
آموزي
|
|
|
|