واحدكار :ميوه ها

موضوع : رنگ و درخت   

عنوان فعاليت :قصة5  

 

      يكي بود ، يكي نبود آن روز پدر بزرگ در خانه ما ميهمان بود او لبخند مي زد ومثل  هميشه خوشحال وخندان بود پدر بزرگ وقتي مي خنديد صورتش خيلي بامزه مي شد آن روز  پدر كنارم روي زمين نشست وگفت : « رضا جان چه كار مي كني ؟ » به پدر بزرگ نگاه كردم وگفتم : « همه مشقهايم را نوشته ام ، حالا مي خواهم يك نقاشي قشنگ بكشم » پدر بزرگ از پشت  شيشه عينكش به دفترم نگاه كرد وگفت : « چرا اين درختي كه كشيده اي رنگ نكره اي ؟ »

 به پدر بزرگ گفتم : « من هميشه ساقه درختها را رنگ قهوه اي مي زنم وبرگهاي آن را با مداد سبز رنگ آميزي مي كنم » پدر بزرگ گفت : « تو از رنگهاي خوبي استفاده مي كني ، اما بهتر است  بداني كه درخت هميشه به اين شكل ورنگي كه تونقاشي مي كني نيست درخت يك نوع گياه  است كه انواع مختلف دارد درست است كه درختها همه زيبا وقشنگ هستند ولي همه مثل هم نيستند بعضي كوچك وبعضي خيلي بزرگ ! » به پدر بزرگ گفتم : « ولي پدر جان از نظر رنگ همه  درختها فقط دو رنگ دارند ، ساقه آنها قهوه اي رنگ وبرگهاي آنها هميشه سبز است مگر نه ؟ ! » پدر بزرگ خنده اي كرد ودر حالي كه دستش را به ريش سفيد ش مي كشيد  گفت : « اگر تو جعبه  مداد رنگي هايت را بياوري من به تو مي گويم كه همه رنگها در درختها وجود دارد » وقتي مداد رنگيهايم را كنار دستم گذاشتم پدر بزرگ گفت خوب حالا كه آماده  شدي پسر  شروع مي كنيم : برگهاي بعضي از درختها هميشه سبز است من مداد « سبز» را به پدر بزرگ دادم پدر  بزرگ گفت : برگهاي بيشتر درختان در پائيز زرد مي شود » من مداد « زرد » را به پدر بزرگ دادم پدر  بزرگ گفت : « سيب سرخ ميوه يك درخت است » من مداد « قرمز» را به پدر بزرگ دادم پدر بزرگ گفت : « پرتقال ميوه يك درخت است » من مداد « نارنجي » را به پدر بزرگ داده پدر بزرگ  گفت : « ساقه بيشتر درختها قهوه اي است ! من مداد قهوه اي را به پدر بزرگ دادم پدر بزرگ گفت : « آفرين حتما مي داني كه شاه توت  ميوه  خوشمزه يك درخت است » من مداد بنفش را به پدر بزرگ دادم پدر بزرگ خنديد وگفت : « خوب بگو ببينم تا حالا چند رنگ از مداد هايت را به من داده اي ؟ » خنديدم وگفتم : « شش رنگ ، سبز – زرد – قرمز – نارنجي – قهوه اي – بنفش به پدر بزرگ گفتم : « من تا به حال به اين فكر نكرده بودم كه در يك درخت  اين همه رنگ مي تواند وجود داشته باشد ! »

پدر بزرگ دستي به سرم كشيد وگفت : رضا جان ! چيزهاي ديگري هم در باره درخت  هست كه تو اگر بداني دوست داري هر سال يك « نهال » يعني يك درخت كوچك در باغچه خانه تان بكاري ، ما همه در سايه درختها مي نشنينم از چوب درخت ميز وصندلي وكاغذ درست مي كنيم كشتيهاي بزرگ وقا يقهاي كوچك را از چوب مي سازيم به پدر بزرگ گفتم : « پرنده ها از ميوه درختها مي خورند ودر ميان شاخه ها وبرگهاي درختها لانه مي سازند » پدر بزرگ خنديد وگفت « راست مي گويي ياد پرنده ها نبودم به غير از پرنده ها ، انسانها هم از ميوه درختان استفاده مي كنند برگ بعضي از درختان خاصيت دارويي دارد » حرف پدر بزرگ كه تمام شده بود من به فكر فرو رفتم با خودم گفتم : « خوب است قبل از رسيدن فصل بهار با كمك پدر بزرگ يك نهال در باغچه خانه مان بكاريم نهالي كه همه رنگها را روي خود داشته باشد وپرندگان زيبا هر سال ميان شاخه هاي آن لانه بسازند وقتي پدر بزرگ فهميد من چه آرزويي دارم خوشحال شد گفت « پس با هم به انتظار رسيدن بهار خواهيم ماند »       

 

مهارتهاي مورد انتظار

دانستني هاي مورد انتظار

نام حوزه

بيان كردن رنگهاي مختلف ميوه ه
نام بردن قسمتهاي گياهان از قبيل
( ريشه ، ساقه ، برگ ) استفاده از ميوه هاي خاص در هنگام بيماري

گياهان ودرختان ميوه دارند – ميوه ها به رنگهاي متفاوت وجود دارد.

علوم

درك مفهوم فضايي (روي )
درك مفهوم اندازه ( بزرگ – كوچك

آشنايي با مفهوم فضايي ( روي ) آشنايي با مفاهيم اندازه ( بزرگ – كوچك )

رياضي 

بيان داستان
شرح زيباييها

  هنر
    اجتماعي
 

آشنايي با آداب ورسوم درختكاري ونگهداري گياهان ودرختان ميوه

ديني

توجه ودقت به صداهاي اول وآخر كلمات بيان صحيح كلمات جديد
توضيح وتوصيف ديده ها وشنيده ها

گسترش گنجينه لغات
( درخت – زيبا – قشنگ – سبز – ساقه – ميوه – شاه توت – پرتقال و... )

زبان آموزي

 

واحدكار :ميوه ها

موضوع : كدو تنبل  

عنوان فعاليت :قصة  

(( حالا كه اين طور است ، محكم توي سرت مي زنم و ساقه ات را مي شكنم )) خانم ريحان ، تره و بقيه ي سبزي ها گفتند : ((بيلچه جان تو را به خدا ، كاري به كارش نداشته باش خودش عاقل مي شود و از جلوي آب كنار مي رود .)) بيلچه آرام شد و دنبال كارش رفت . با غچه هم ساكت شد . ولي چيزي نگذشت كه صداي كدو بلند شد . ريحان پرسيد :(( چه خبر شده ؟)) كدو فرياد زد : كمك كمك ! آب رفته زير پوستم اين جوري زود  مي پوسم تره گفت (( به جاي داد و هوار ، يك تكان به خودت بده ، برو كنار )) كدو ناليد (( زيرم خيس و نمناك شده ؛ پر از گل چسبناك شده يكي بايد مرا هل بدهد . ))  سبزيها ، بيلچه را صدا زدند اما بيلچه گفت : (( من هيچ كاري نمي كنم )) بعد توي سايه دراز كشيد و مثلا خوابيد كدو گفت : (( خواهش مي كنم مرا ببخشيد . خودم مي دانم چقدر تنبلم. ميدانم حرف بدي زدم ، پس اشتباه كردم . سبزيها گفتند :(( بيلچه جان ! حالا كه كدو معذرت خواسته است ، اورا ببخش .)) بيلچه ي مهربان و زحمت كش ، كدو را بخشيد . يكي هل و دو هل ، او را از جلو آب كنار كشيد.

 

             دانستني ها و مهارتهاي مورد انتظار در اين فعاليت
 

مهارتهاي مورد انتظار

دانستني هاي مورد انتظار

نام حوزه

نام بردن قسمت مختلف ميوه و گياهان (ريشه ، ساقه و برگ )

بعضي از ميوه ها از بوته و بعضي از درخت بوجود مي آيند

علوم

درك مفهوم فضايي ( زير ، روي )

آشنايي با مفاهيم فضايي ( زير ، روي )

رياضي 

بيان يا شرح داستان

 

هنر

 

بيشتر گياهان و درختان به آب زياد نياز دارند كشاورزان گياهان و درختان را آبياري مي كنند  

اجتماعي

   

ديني

توجه ودقت به صداهاي آخر و اول كلمات بيان صحيح كلمات جديد توضيح و توصيف ديده ها و شنيده ها

گسترش گنجينه لغات
( بوته ـ كدوتنبل ـ آب ـ بيلچه ـ علف ـ زيرـرو .............)

زبان آموزي