|
معلم : سلام بچه ها حالتان چطور است خوب هستيد همه كتاب
داستان آورديد؟
بچه ها همگي :
بله
معلم : خوب
بچه ها ديروز گفتم كه همگي يك كتاب قصه بياوريد مي دانيد براي چي ؟
بچه ها همگي :
نه خانم معلم
معلم : خوب
آخه امروز روز كتاب وكتابخواني است ودر باره كتاب مي خواهم كمي برايتان صحبت
كنم .
معلم : خوب
زهرا جان شما كتابهاي بچه هارا جمع كنيد وبياوريد روي ميز بگذاتريد
زهرا : چشم
خانم معلم
معلم : به به
چقدر بچه هاي با سليقه اي همه كتابها جلد گرفته شده مينا شما مي دانيد كتاب را
براي چي جلد مي كنيم
مينا : تا
كثيف وپاره نشود
معلم :
ساراجان شما بگوئيد ببينم كتاب چه فايده اي دارد .
سارا : ما را
با سواد مي كند چيزهايي كه نمي دانيم به ما ياد مي دهد اگر تنها باشيم دوست
خوبي براي ماست
معلم : هزار
آفرين دخترم ، خوب بچه ها من اين كتاب ها را جمع كردم تا براي شما يك كتابخانه
ترتيب بدهم وهر وقت زنگ قصه باشد يكي از آنها را برايتان مي خوانم وشما هم هر
وقت خواستيد مي توانيد با اجازه دوستتان كتاب همديگر را به خانه ببريد ومطالعه
كنيد ودوباره به كتابخانه بياوريد ولي بايد دقت كنيد كه تميز نگه داريد وپاره
وكثيف نكنيد .
بچه ها همگي :
آخ جون
معلم : مي
دانيد بچه ها با اين كار صاحب كتابهاي زيادي مي شويد ود رخريدن كتاب هم صرفه
جويي مي كنيد واز خواندن اين كتابها چيزهاي زيادي ياد مي گيريد .
علي : خانم
معلم من كه كتاب ندارم مي توانم استفاده بكنم .
معلم : بله
پسرم .
|