واحدكار :مادر  

موضوع : ميداني چقدر دوستت دارم ؟ 

عنوان فعاليت :قصة3

 

     يكي بود يكي نبود غير از خداي مهربان هيچكس نبود ديگر وقت آن رسيده بود كه خر گوش  كوچولو بخوابد . اما او گوشهاي بزرگ مادرش را محكم گرفته بود چون مي خواست مطمئن شود كه مادرش ، خوب به حرفهايش گوش ميدهد . خرگوش كوچولو گفت : حدس بزن چقدر دوستت دارم ! مادر گفت : ولي من كه نمي توانم حدس بزنم . خرگوش كوچولو تا جايي كه مي توانست دستهايش را از هم باز كرد بعد گفت : اين قدر ! دستهاي مادر بلند تر بود اوآن ها را بازكرد وگفت : ولي من تو را اين قدر دوست دارم ! خرگوش كوچولو با خودش فكر كرد اين قدر ، خيلي زياد است براي همين روي پنجه هايش ايستاده ، دستهايش را بلند كرد وگفت : من تو را تا اين بالا دوست دارم . مادر هم همان كار را كرد وگفت : من هم تورا تا اين بالا دوست دارم . خرگوش كوچولو بازهم با خودش فكر كرد ، تا اين بالا خيلي زياد است كاش دستهاي من هم به اين بلندي بود آن وقت فكر خوبي به سرش زد روي دستهايش ايستاد وپاهاش را به درخت تكيه داد بعد آنها را كشيد وگفت : من تو را از اين جا تا نوك انگشتان پاهايم دوست دارم . مادر ، او را به هوا پرت كرد وگفت : من هم تورا تا نوك انگشتان پاهايت دوست دارم خرگوش كوچولو خنديد و گفت : من ، تورا تا جايي كه بتوانم جست بزنم ، دوست دارم بعد تا جايي كه مي توانست بالا پريد مادر گفت : من هم تورا تا جايي كه بتوانم جست بزنم دوست دارم . آن وقت پريد وآن قدر بلند پريد كه گوشهايش به شاخه درخت خورد . خرگوش كوچولو با خودش فكر كرد چه پرش بلندي ! كاش من هم مي توانستم اين اندازه بپرم .

او مدتي فكر كرد وبعد گفت : من تو را از اين جا تا پايين رود خانه دوست دارم مادر گفت : من هم تورا ، از اين جا تا پايين رودخانه وتا روي كوه ها دوست دارم . خركوش كوچولو با خودش فكر كرد : چه راه دوري ! اما آن قدر خسته شده بود كه ديگر نمي توانست فكر كند .  او از لاي بوته ها به آسمان پرستاره نگاه كرد ، با خودش گفت : مطمئن هستم كه هيچ چيز دور تر از آسمان نيست براي همين رو به مادرش كرد و گفت : من تورا تا ماه دوست دارم وچشمهايش را به آرامي بست مادر گفت : چقدر زياد ! از اين جا تا ماه خيلي خيلي دور است بعداورا روي رختخوابي از برگ خواباند آن وقت خم شد او را بوسيد سپس كنار خرگوش كوچولو دراز كشيد وخنده كنان زمزمه كرد : ما، از اين جا تا ماه واز ماه تا اينجا هم ديگر را دوست داريم .

 

مهارتهاي مورد انتظار

دانستني هاي مورد انتظار

نام حوزه

توانايي استفاده از يك يا چند حس براي شناخت

  علوم

درك مفاهيم فضايي ( بالا – پايين – روي ) درك مفاهيم اندازه ( بلند – بلندتر )

مفاهيم فضايي ( بالا – پايين – روي ) مفاهيم اندازه ( بلند – بلندتر )

رياضي 

بيان داستان – بيان و شرح زيباييها

  هنر
 

با مادر خود مهربان و دوست باشيم

اجتماعي

    ديني

دقت در گوش دادن -
بيان صحيح كلمات جديد

گسترش گنجينه لغات :
( خرگوش – گوش – بزرگ – دوستت – مادر – زياد و ... )

زبان آموزي

 

واحدكار :مادر  

موضوع : مادرجوجه اردك كيه

عنوان فعاليت :قصة

يكي بود يكي نبود زير سقف آسمان ،جايي كه مرغ ،خروس ،جوجه ،گاو ،بزو يك الاغ  بودند مامان اردكه پنچ تا تخم گذاشت ،ولي يكي از تخمها غلطيد و رفت زير يك بوته ،مامان اردكه همه جا را گشت ،لانه مرغ و خروس و جوجه ها ،آخور گاو ،بز و گوسفندها ،ولي پيدايش نكرد غمگين و غصه دار شد روزها گذشت و تخمها يكي پس از ديگري شكستند تخم تنها هم شكست و شد يك جوجه اردك ناز و قشنگ ،ولي اردك كوچولو مامان نداشت خيلي غصه خوردبالاخره تصميم  گرفت مادري براي خودش پيدا كند جوجه اردك رفت پيش بز و گفت :اجازه مي دهي كه من جوجه ات باشم !خانم بزه بع بعي كردو گفت :چرا نمي شوديالا بيا ! آنها رفتند توي يك دشت بزرگ و زيبا خانم بزه علف خورد و بع بع كرد،ولي جوجه اردكه چيزي نخورد ،چون كه دوست نداشت علف بخورد.دوباره غمگين و غصه دار شد و از پيش خانم بزه رفت اردك كوچولو رفت پيش خانم مرغ  و گفت :مي گذاري كه من جوجه ات باشم ! خانم مرغ قدقدي كردو گفت :چرا نشود ،بيا عزيزم جوجه هاي مرغ جيك جيك مي كردند ،ولي جوجه اردكه هر كاري كرد تا بتواند مثل آنها جيك جيك كند نتوانست باز هم غمگين شد و از پيش آنها رفت .اردك كوچولو دوباره رفت و رفت تا اين كه رسيد به خانم گنجشك و گفت : خانم گنجشك مي گذاري كه من جوجه ات باشم ! خانم گنجشك جيك جيكي كرد و رفت بالاي درخت و گفت :جيك جيك چرا نشود!  

             دانستني ها و مهارتهاي مورد انتظار در اين فعاليت
 

مهارتهاي مورد انتظار

دانستني هاي مورد انتظار

نام حوزه

استفاده از يك يا چند حس براي شناخت محيط زندگي  

 

علوم

درك مفاهيم رياضي (زير و رو –بالا-پايين (

آشنايئ با مفاهيم رياضي زير –رو -بالا- پايين

رياضي 

پرورش ذوق هنري و حس زيباشناسي (بيان داستان )

 

هنر

 

آشنائي با رفتارهاي نوعدوستانه (مهرباني و دوست )

اجتماعي

   

ديني

هدفهاي گوش دادن –(دقت در گوش دادن –دريافت مفاهيم پيام)-هدفهاي سخن گفتن –درك پيام –برقراري ارتباط عاطفي

گسترش گنجينه لغات جوجه اردك –لانه –مادر خانم بزه –علف و

زبان آموزي